جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
431
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بهوجود آورد و به نسيم آرام تبديل نگشت مگر در آن هنگام كه داد ستمديدگان را گرفت و حقشان را بهخودشان بازپس داد ! آنچه كه درباره مسيح و محمد گفته مىشود ، از جهتى درباره سقراط ، گاليله ، ولتر ، تولستوى ، پوشكين ، گوركى ، روسو ، جرج برناردشاو و گاندى و بزرگان ديگر تاريخ انسانى نيز گفته مىشود ! « 1 » و همانطور كه ظلم و ستم ممكن است جزء ذات بعضى افراد شود و انجام آن آسان گردد ، بدانسان كه نفس كشيدن و خوردن و پوشيدن لباس آسان است ! - چنان كه در زندگى نرون و چنگيزخان و مماليك « 2 » سبكسر و احمق و پادشاهان عثمانى و رجال انگيزيسيون يا
--> ( 1 ) بسيار جاى تعجب است كه مؤلف افرادى را كه در بالا نامبرده با پيامبرانى نظير عيسىمسيح و محمد ( ص ) مورد مقايسه قرار مىدهد ، در صورتى كه حتى با صرفنظر از مقام شامخ آسمانى پيامبرى اين دو بزرگوار ، از نقطهنظر تأثير اجتماعى ، شخصيت تاريخى و جهانى ، و تحولاتى كه در جوامع بشرى بهوجود آوردند ، بههيچوجه با آن افراد قابل مقايسه نيستند . تولستوى ، پوشكين ، گوركى ، برناردشاو ، گاليله و ديگران درست است كه دانشمندان و نويسندگان و مردان نابغهاى بودند ، ولى كدام يك از آنان توانستند كه تحولاتى عميق و اجتماعى و جهانى مانند محمد ( ص ) بهوجود بياورند ؟ . . . همه مىدانيم كه هماكنون صدها ميليون نفر در سراسر روى زمين ، از تعليمات و دستورات اصيل اسلامى بهرهمند هستند و آنها را سرمشق زندگى عملى خود قرار دادهاند ، در صورتى كه از تولستوى و گاليله و غيره ، فقط نامى در تاريخ باقى مانده و بس ! . . . بنابراين بىانصافى است كه ما شخصيتهاى بىنظيرى مانند عيسى و محمد و على را ، با افرادى در يك رديف قرار دهيم كه نظاير آنها ، در هر كشورى و در هر زمانى فراوان يافت مىشوند ! . . . اعترافات خود برناردشاو درباره محمد ( ص ) و اسلام بسيار جالب و ارزنده است . براى اطلاع از عقايد وى نسبت به قرآن ، محمد و اسلام به كتاب ما : اسلام ، دين آينده جهان ، چاپ چهارم ، مراجعه شود . م ( 2 ) مماليك گروهى از بردگان ترك بودند كه سلاطين مصر آنها را خريدند كه در جرگه سربازان خود درآورند . و از ميان آنان مردانى قيام كرده و حكومت را بهدست گرفتند و دو سلسله بحرىها و برجىها را بهوجود آورده و مدتهاى طولانى بر مصر و شام و غيره سلطنت كردند . م